دیروز روز خبرنگار بود و ما هم به اصطلاح خبرنگار ،اما چون در حال حاضر سرکار نیستم احساس اینکه روز خاصی بود رو نداشتم .شب وزیر رو 20:30 نشون داد که رفته بود تو قالب خبرنگارا ! یاد اون روزی افتادم که توی بزرگداشت شهید شاه آبادی توی دانشگاه تهران اولین خبرنگاری بودم که میکروفون رو جلوش گرفتم تیم ما جای خوبی کمین کرده بود اما چند ثانیه نگذشت که سیل میکروفون ها و ریکوردرها روی دستهای من و نفس جناب وزیر سنگینی کرد انقدر که وقتی سوالامو پرسیدم میکروفونم رو از وسط کشیدم بیرون و بقیه همکارای سمج رو گذاشتم به حال خودشون چون می دونستم اونا سوالای دیگه ای دارن که به درد برنامه من نمی خوره! قبلا هم طعم رقابت توی مصاحبه رو چشیده بودم اون روز فقط سه نفر بودیم و مصاحبه شونده دادستان کل تهران بود اما خبرنگار باشگاه واقعا پرچونه بود تا جایی که خبرنگار واحد مرکزی جلوی دادستان ازش خواست به ما هم اجازه سوال کردن بده من به شخصه واقعا از خبرنگارایی که بیشتر از مصاحبه شونده حرف می زنن بدم میاد!
رقابت توی همه مشاغل هست و توی سغل ما مهمه که بتونی درجا سوال خوبی بپرسی اگه خبرنگار تلویزیونی باشی جواب سوالت رو بقیه شبکه ها و برنامه ها استفاده می کنن مثل سوالی که من از تمدن استاندار تهران درباره زمین خواری در شهر تهران پرسیدم که 20:30 کار کرد خیلی قبل از اینکه برنامه خودمون آماده پخش بشه ! این برای من که تازه داشتم کار تلویزیونی می کردم خوشحال کننده بود اما شغل خبرنگاری شغل پرفراز و نشیبیه به خصوص اگه مثه من باشی و به خاطر بعضی چیزها خودت رو بیکار کنی!
امروز توی یکی از مهمترین برنامه های کشور و اطلاع رسونی برای اون موثری و فردا هیچ چیزی دستت نیست تا صدا ی خودت رو به جایی برسونی و این یعنی وقتی به طریقی به دولت وصل نباشی قدرتی نداری !
الان من واسه هیچ رسانه ای نه می نویسم و نه برنامه می سازم و حالا هرچقدر درباره هرچیزی نگاه و خبر داشته باشم هیچ کسی مطلع نمیشه
به این میگن انحصار رسانه ای!
حتی وقتی توی خود دولت هستی باید نامه و فکس و ایمیل و کلی هماهنگی داشته باشی تا راهت بدن و باهات حرف بزنن ! اگر اپوزیسیون باشی که اصلا توی محافل خبری دعوت نمیشی که بخوای تازه حرفی بزنی و سوالی بپرسی
به این میگن عدالت و اطلاع رسانی شفاف و آزادی جریان اطلاعات و ارتباطات و چندین عبارت دیگه که تا مستقیم درگیر نباشی نمی فهمی یعنی چی!
ماجرا وقتی غم انگیز میشه که تو می پذیری فقط یه عده خاص می تونن بیان توی جلسات و تازه سوالاتی بپرسن که ردیفه و اگه سوال خاصی پرسیدن به هر جوابی که شنیدن قانع باشن
حالم به هم می خوره از خبرنگارایی که وقتی مصاحبه شونده شون یه پستی داره با حالت خواهش و التماس و اگه میشه و فلان حرف بزنن کسانی که اقتدار توی صدا و منش و رفتار و سواد نداشته باشن ! این مدل خبرنگارا مردم رو هم در مقابل مطالبه خواسته هاشون گوسفند بار میارن!
روز خبرنگار گذشت و من توی خونه بودم ،دعوت داشتم ولی چون تهران نبودم نرفتم نمی دونم چه حسی دارم انگار کلی نیرو و ایده و تلاش درون من نهفته شده و دنبال موقعیت می گرده ،اصلا دلم نمی خواد غیرحرفه ای کار کنم اما دستم به جایی بند نیست و جاهای غیر حرفه ای هم روح آدمو خراش میده
اما من امید دارم که بتونم توی جایگاهی که می تونم توش اثرگذار باشم قرار بگیرم .
هیچ حسی منو بیشتر از این عذاب نمیده که فکر کنم کم کاری کردم یا جا زدم ! خدا می دونه که این کارو نکردم خودش کمکم کنه ! من فقط زیادی وجدان دارم و به خاطر حفظ حرمتها یه مواقعی حرف دلم رو صاف نمیزنم!