تعارض!!!!!!!!!!

* آموزگار نیستم
تا عشق را به تو بیاموزم
ماهیان نیازی به آموزگار ندارند
تا شنا کنند
پرندگان نیز آموزگاری نمی خواهند
تا به پرواز در آیند
شنا کن به تنهایی
پرواز کن به تنهایی
عشق را دفتری نیست
بزرگترین عاشقان دنیا
خواندن نمی دانستند.

(نزار قبانی از کتاب – در بندر آبی چشمانت)

پ.ن . ما كه نفهميديم چي شد؟ اين شعر با كل سوژه اين هفته من تضاد داشت ولي از اونجايي كه به اين شاعر ارادت داريم ...مخلصيم قبول!!!!!!!!!

من هستم تو نيستي!!!!!!!!

هیچ وقت خودت را برای کسی شرح نده!!!!
کسی که تو را دوست داشته باشد نیازی به این کار ندارد!!!
و کسی که تو را دوست ندارد آن را باور نخواهد کرد . . .!!!

مميز شكر خواه

اين پست رو از سايت استادم دكتر شكرخواه برداشتم تا جلوي چشمم باشه و يادم نره چه آدمهاي ديگه اي بودن و هستن دور از فضايي كه من به اجبار كار مي كنم!

ياد: مميز روزنامه‌نگار
اين يادداشت را پس از درگذشت مرتضي مميز نوشته بودم كه در يك ويژه ‌نامه شرق چاپ شده بود. گذاشتمش اينجا شايد براي رساله‌ها يا پژوهش‌هايي كه درباره مرحوم مميز نوشته خواهد شد كمك كننده باشد. روانش شاد

متنفر بود از تعریف و تمجیدهاى بى نشانه و بى‌توضیح؛ و بدش مى‌آمد از كلى بافى‌هاى محترمانه درباره خودش.
آقا مرتضى ترجیح مى‌داد شناخته شود، تبیین شود و به كار آید و شک نداشت كه حتى تمجیدهاى خیرخواهانه هم مانع چنین ترجیحى مى‌شود. آقا مرتضى هر وقت مطلبى درباره خودش مى‌شنید یا مى‌خواند كه صرفا تمجید بود، برمى‌آشفت.


ته دل آقا مرتضى این بود كه دیگران بدانند، او چرا و چطور مرتضى ممیز شده است. این را مهم مى‌دانست و برخلاف تعریف و تعارف‌هاى رایج به دوستانش مى‌گفت سابق بر این خیلى مدعى بودم و حالا فكر مى‌كنم كه باید بیشتر اتود كنم، مطالعه كنم و زندگى و حرفه را با هدفمندى دقیق‌ترى دنبال كنم.
من بارها در دفتر پاكستان، كاشانک و كرج و جاهاى دیگر شاهد حتى دشنام‌هاى آقا مرتضى علیه این نوع تمجیدها بوده‌ام. مواردى كه حتما دوستان نزدیكش هم آنها را شنیده‌اند. دوست و همكارم مرتضى تفرشى كه چند روز پیش گزارش زندگى و مرگ با ممیزى در میان را براى مجله صنعت چاپ نوشت، به من گفت:" اگه آقا مرتضى زنده بود، بابت همین گزارش هم اعتراض مى‌كرد". تفرشى با اندوه اعتراف كرد كه كوتاهى كرده كه حرف آقا مرتضى بابت ترتیب دادن سلسله گفتگوهایى در باب شناخت حرفه‌اى ممیز را پشت گوش انداخته است. مرتضى ممیز از وجوه گوناگون ممیز بود، از وجه تكنیک، از جنبه تدریس، خلق و خو، كار، كتاب، نشریه، نمایشگاه، تجربه‌هاى بین المللى و ...
من به جز دوستى شخصى دیرینه با آقا مرتضى، این افتخار را داشتم كه از ممیز روزنامه نگار هم درس‌ها بگیرم. هیچ وقت یادم نمى‌رود روزهایى را كه با محمد اینانلو مرد طبیعت، تصویر و شكار قرار بود یک نشریه در زمینه توریسم راه‌اندازى كنیم،

ادامه نوشته

نزار قباني شاعر زنان

دستم در میان دستانش آرام گرفت

بی آنکه یادم باشد

رها کردن دستانش را

 

من توان تغيير تو را ندارم
يا توان تشريح روشهايت را
هرگز باور نكن كه مردي بتواند
زني را تغيير دهد!
اين مردان، مدعياني دروغگويند
كه مي پندارند از يكي از دنده هاشان
زن را آفريده اند!
زن از دنده مرد پديد نيامده است ، حاشا!
اين اوست كه از بطن زن زاده مي شود
چونان ماهي كوچكي كه از اعماق آب سر بر مي آرد !
و همچون نهري كه از رودساري مشتق مي شود
اين اوست كه گرد خورشيد زن مي چرخد
و گمان مي برد كه بر جاي ايستاده است!
*
من توان رام كردن تو را ندارم
توان اهلي كردنت را
يا توان تعديل غرايز نخستينت را !
مي آزمايم هوش خويش را بر تو
چنانكه حماقتم را !
هيچ يك را با تو كاري نيست
نه راهنمايي و
نه وسوسه !
اصيل بمان !
چنانكه هستي !
*
من توان شكستن عاداتت را ندارم
30 سال اينگونه بوده اي
توان تغيير طبيعتت را ندارم
كتابهايم سودي برايت ندارد
و عقائد من متقاعدت نمي كند !
تو
ملكه آشوبي و
ديوانگي!
كه به هيچكس تعلق ندارد.
بر همين طريق بمان!
*

همراه اول

اینجوری خودشو تبلیغ می کنه : هیچ کس تنها نیست ! همراه اول

یعنی با همراه اول هیچ کس تنها نیست و من فکر می کردم دارن شرک می ورزن یعنی چی با همراه اول هیچ کس تنها نیست پس خدا چی؟!!!!!!!

فکر می کردم نباید اینجوری خودشونو تبلیغ کنن فکر می کردم چه از خدا بی خبرن

گرچه چند سالیه همین همراه اول و بقیه همرده هاش شدن واقعا همراه اول ! تا اس ام اس میاد باید چک کنیم حتی اگه توی مهمترین جلسه ای باشیم که همه اومدن مارو ببینن دقت کنید همه اومدن چیزی نفرستادن

اینجوریه که صدای زنگ همین همراه اول از صدای بغل دستیمون مهم تر شده همه انتظار می کشیم کی یکی عشقش بکشه زنگی بزنه ! این البته در مورد کسانیکه به تلفن معتاد شده ن صدق می کنه ولی تقریبا همه به اونی که حضور نداره بیشتر از اونی که حضور داره اهمیت میدیم!

پ ن.1چندروزیه همراه اول تنها کسیه که واسه من اس ام اس میده و یاد آوری می کنه قبض موبایلم رو بدم

پ.ن 2 چند روزیه که همراه اول باعث شده تا میرم اس ام اسش رو چک کنم با خودم بگم کی میتونه باشه

پ.ن3 من قبض موبایلمو نمیدم تا به همراه اول هم ثابت بشه که اون نمیتونه باعث بشه ما تنها نباشیم.

هفت قول مقدس

چه خدافظي مسخره اي !!!!!!!!به همه اشكهام لبخند زد آخه يكي نيس به من بگه ما با چي خدافظي مي كنيم؟ با لحظه هامون؟ با ثانيه هايي كه توش نفس كشيديم؟‌با نفسايي كه توش خودمون رو حبس كرديم ؟ با همه تصويرهايي كه توي ذهنمونه و تموم نميشه و مياد و ميره ؟

با چي ؟

با اميد ...با چك كردن گاه به گاهي خاطره

نميشه ....نمي تونم اما به صبوري سلام كردم يه سلام واقعا گنده كه پشتوانه اش هفت قول مقدسه!

پ.ن۱ . الان سركارم و امروز دومين روزيه كه اخبار قلب من از سر كار منتشر ميشه

پ.ن۲. امروز صداهايي شنيدم كه داشت منو خفه مي كرد مقابله كردم زنده موندم .من ،بچه اي كه كاش بزرگ شم!

پ.ن۳فروید، پدر روانشناسی جهان گفته:بزرگترین سوالی که هرگز پاسخ داده نشده و من هم هرگز پاسخ ان را نیافته ام این است که یک زن چه می خواهد؟.

....

حس خاصي ندارم توي تعليقم هم حسي هم كاري و تعليق حسي بدتره

فقط با صلوات فرستادن سرپا هستم !مواقعي كه گر مي گيره قلبم !وقتي كه نفسم در نمياد وقتي فكر مي كنم !وقتي مي پرسم چرا ؟ مگه من چيكار كردم ؟و مي دونم اين سوال جواب نداره ! ديگه جواب نداره !

كاش الان پر از واژه بودم كاش ....

ایمان من!!!!!!!!!

روز سختی بود ولی آخرش خوب بود آخرش نور و امیدواری و ایمان بود آخرش فهمیدم شاید یکی دلش واسه من تنگ شده یکی که این روزها با اینکه مهمونشم ولی یادش نبودم وقتی رنجم رو دید وقتی بهت و حیرتم رو دید وقتی دید درمونده شدم وقتی دید دارم اشک می ریزم و بغض کردم وقتی تصمیم داشتم همه چیزو از دست بدم بهم گفت کجا میری؟چرا میری ؟ انگار یادت رفته که همه چی دست منه ؟ انگار یادت رفته آخرین مصاحبه ای که داشتی تو دهن طرف چه حرفایی گذاشتم تا به خودت بیای !

همه  رو ول کردی همه داشته هاتو فراموش کردی همه ضعف هاتو از یاد بردی که چی؟؟؟؟؟؟؟

بهم گفت یادت باشه که از یه لحظه دیگه ت خبر نداری اونم خبر نداره بهم گفت تو  این وقت کم نکنه اشتباه قضاوت کنی ! نکنه قلبی رو برنجونی نکنه به چشمی اشک بیاری نکنه کسی رو درمونده کنی نکنه چیزی بنویسی که ناحقه

بهم گفت دوست داری ؟ عاشقی ؟ باش !!!!!

منتها آروم بی خواهش و بی اینکه منو فراموش کنی

داشته باش و باهاش بزرگ شو نه کوچیک

دوست داشته باش و رشد کن نه تنزل

دوست داشته باش و به خودت افتخار کن نه ستم!

گفت که یادم باشه هر چی بخوام بهم میده اما در بهترین حالتش نه اون شکلی که من فکر می کنم بهترینه

خداوندا تو را سپاس که امروز خیلی خوب لمست کردم دیدمت و برات لبخند زدم!