دوباره می خواهمت قلم

دیروز بعد از مدتها توی دفتر نوشتم ،یا یه روان نویس که دوستی بهم هدیه داده بود ،فکر کردم خیلی وقته که دلم نمیخواد بنویسم نه اینجا نه توی گوگل پلاس و نه توی فضای ورد

چون خیلی وقته که به جای نوشتن به جای بیرون کشیدن فکری و اندیشه ای کارم شده خوندن مطالب جالب،ایمیلها و عکس ها  و اتفاقاتی که دور و بر و اطرافمون میفته

این خوبه به شرطی که برده نشی

به شرطی که وقتی چیزی رو آنلاین خوندی ببینی بهت اضافه شده یا نه ؟

هنوز همون قدی ، با همون واژه ها با همون حس ها و فکر ها

هرچی پیش میرم یه سری آموزه های دینی رو بهتر می فهمم

خیلی وقته که بنده نیستیم برده شدیم برده اطلاعات برده بیفکری برده خوردن و خوابیدن برده بی حسی دربرابر اتفاقات مهلکی که اطرافمون میفته

دیگه چی باید بشه که بفهمیم یکی داره هلاک میشه ؟ یه انسان ،یه روح یه کسی که شبیه ماست

یه کسی که تا دردی نداره دوستش داریم

تا دردی نداره بهش عشق می ورزیم

تا دردی نداره برامون مهمه برامون همه دنیاست

چی باید بشه که بفهمیم توی راهی که داریم میریم هیچی نصیبمون نمیشه وقتی کسی رو وسط راه گذاشتیم و رد شدیم

وقتی فکر کردیم چون آدمها زیادن اگه ما اونا رو فراموش کنیم اونها هم ما رو و لحظه لحظه رفتارمون رو فراموش می کنن

ما برده شدیم برده شغل و پست و رئیسی که  وقتی بمیره عین ما فقط یه لاشه ازش باقی می مونه

ما برده شدیم برده متفکر بودن و اینکه هی بخوایم داد بزنیم می فهمیم !

ما برده شدیم برده دانشی که ما رو به انزوا و بی عملی و بیرحمی و بی تقوایی می کشونه

ما برده شدیم برده فضاهایی که دیگه توش دفتر و قلم و پاک کن و شب ساکت و روز روشن و طولانی نیست .

ما برده روزهای کوتاهی شدیم که توش به هیچ کاری نمیرسیم

ما فرصت اینکه به دلمون سر بزنیم رو نداریم چون

برده شدیم.

امان از دست مردم

درست وقتی می خوای بری سرکار

و به خاطرش یه فرصت دیگه رو قبول نمی کنی

درست صبح شنبه شروع کار

می فهمی نمیتونی بری !!!!!!!!

چرا ؟

چون کسی یا کسانی احساس خطر کرده ن

نه از دست و زبونت

نه از رفتارت

از نگاهت

از قلمت

و تو حالا باید خونه نشینی رو ادامه بدی چون دلت نخواسته بد باشی

چون دلت نخواسته کار کردنت معادل پریشونی و اضطراب باشه

چون نخواستی دلبری کنی واسه اون آقایی که قیافت رو تلویزیونی  می دید و صدات رو گرم می شنید !

چون نخواستی کپی پیست کنی ،چون نخواستی خبرچینی همکارات رو بکنی

چون سیاست نداشتی

چون احمق بودی!!!!!!!!!!!!!

و تو مدتهاست که حقوقی دریافت نکردی گرچه کم وقت نذاشتی واسه کار کردن ،واسه بهتر شدن

و تو الان بیشتر از هر زمان دیگه ای به پول احتیاج داری

و باز

مقابل ایده پول همه چیزه می ایستی