سکوت: قدرت درونگراها در دنیایی که از حرف زدن بازنمیایستد.
دلیل روزهایی که اینجا می نوشتم رو یادم نمیاد و دلیل اینکه چرا نمی نوشتم رو نفهمیدم
اما امشب برای نوشتن انگیزه دارم چون فهمیدم درونگرا بودن جرم نیست سکوت و تنهایی رو دوست داشتن جرم نیست تنها راه ابراز وجود رو در نوشتن پیدا کردن جرم نیست
همین طور فهمیدم به خاطر احساس نامطلوبی که به درونگرایی پیدا کرده بودم با وجودیکه انرژی و خلاقیت بزرگی رو درونم حس می کردم حاضر به حرف زدن نبودم ! حتی درباره موضوعاتی که بیش از اطرافیانم می دونستم ! چرا؟
چون من همچنان به این نتیجه نرسیده بودم که باید زمانی این درونیات خالی بشه منتشر بشه به اشتراک گذاشته بشه
چون ضرورتی نمیدیدم ، به دنبال توجه نبودم به دنبال اینکه آهای دیگران من اینها رو می دونم و آهای فلانی تو که کمتر می دونی و با اشتباهاتی بیشتر از دیگران چطور می تونی به خودت اجازه بدی با قاطعیت حرف بزنی؟!
تنها زمانهایی که درونگرایی رو دور می زدم مواقعی بود که برای روزنامه یادداشت می نوشتم یادداشت : این درونی ترین و تخصصی ترین ابزار در روزنامه نگاری
مدتهای زیادی گذشت و من حتی حاضر نبودم سر کلاسهای کارشناسی ارشد درباره موضوعاتی که بیشتر می دونستم حرف بزنم و حتی حاضر نشدم موقع ارائه مطلب توی کلاس زبان درباره موضوع صحبت چندانی بکنم ! چرا ؟ چون موضوع برای من ساده بود ! و همین سادگی و میل نداشتن به بیان کردن به خاطر تسلطم بر موضوع باعث شد مثل کسی که تسلط نداره رفتار کنم گویا مسلط بودن رو نمی پذیرفتم!
و در گروهی که برای مدتی کار می کردم درباره تکنیکهای حرفه ای شغلم صحبت نکنم و اجازه بدم سرپرست گروه به قول خودش از اول چرخ رو بسازه و بعد با قاطعیت برای گروه مثلا درباره فلان سبک تنظیم مصاحبه حرف بزنه و من چیزی نگم به خاطر حراف بودن و برونگرا بودن او و درونگرایی و طالب سکوت بودن خودم!
و حتی حاضر نبودم بیام اینجا نق بزنم درباره ایرادهای کار گروهی و اشتباهاتی که سرپرست گروه ما پشت سرهم انجام میداد و در نهایت با یک ایمیل کار رو خاتمه بدم !
حالا امشب می دونم که بعد از تفکرات زیادی که برای خودم و دلم انجام میدم و تنها نتیجه اش این میشه که بیشتر موضوعات برای من تکراری باشن و هروقت دیگرانی با آب و تاب درباره موضوعی حرف می زنن تا به عمل برسونن حوصله شنیدن حرفهاشون رو نداشته باشم و این خستگی و تکرار باعث بشه به عملی کردن اندیشه ها و فکرهام توجه نکنم!
حالا که باید گاهی اوقات عمل کرد و تا عمل نکنی چیزی شکل نگرفته و تمام کسانیکه دیرتر به موضوعی فکر کرده اند با عمل سالهای سال جلوتر قرار می گیرند و موثرتر خواهند بود ، باید تلاش کنم عمل کنم تلاش کنم تا گاهی وقتها اون چیزهایی رو که بدست میارم منتشر کنم. انتشار مهم ترین تفاوت درونگراهای موفق با سایر درونگراهاست این موضوع هم چیزی بود که به لطف وبلاگ the coach یاد گرفتم شما هم مطلبش رو بخونید.